بخشهای نورون را روی مسیر مرتب کن
ناحیهٔ دریافت، جسم یاختهای، آکسون و پایانه را در جهت انتقال پیام مشخص کن. محل یک رویداد را با کل یاخته یا با سیناپس یکی ندان.
داخل و خارج غشا را ثابت نگه دار
برای هر یون یک پیکان از مبدأ به مقصد بکش. ورود به یاخته و خروج از آن را از روی جهت پیکان بنویس، نه از روی واژهٔ افزایش یا کاهش بهتنهایی.
محل ← محرک ← کانال/غشا ← جهت یون ← تغییر پتانسیل ← انتشار ← پایانه ← ناقل ← پاسخ
نفوذپذیری را از غلظت جدا کن
باز یا بستهشدن مسیر عبور میتواند نفوذپذیری را تغییر دهد؛ این اتفاق با تغییر فوری غلظت کل یونها یکسان نیست. هرکدام را با مقیاس زمانی خودش تفسیر کن.
نمودار را مرحلهبهمرحله بخوان
محورها، مقدار پایه، جهت تغییر، قله و بازگشت را جدا نام ببر. شیب نمودار سرعت تغییر را نشان میدهد و با مقدار خود پتانسیل یکی نیست.
آستانه را با شدت پاسخ قاطی نکن
ببین محرک برای آغاز پاسخ کافی است یا نه. پس از آغاز پتانسیل عمل، تفاوت شدت محرک را با سازوکاری که کتاب بیان کرده تحلیل کن و ارتفاع هر قله را خودسرانه تغییر نده.
انتشار را به بخش بعدی غشا وصل کن
تغییر در یک ناحیه میتواند شرایط آغاز پاسخ در ناحیهٔ مجاور را فراهم کند. مسیر را جهتدار بنویس و دورهٔ بازگشت ناحیهٔ قبلی را نیز در توضیح جهت انتشار در نظر بگیر.
سیناپس را به پیش و پس تقسیم کن
پایانهٔ فرستنده، فضای میان دو یاخته و غشای گیرنده را جدا برچسب بزن. ناقل از یاختهٔ پیشسیناپسی آزاد میشود و اثرش را با اتصال به جایگاه مناسب دنبال کن.
ورود کلسیم را با خروج ناقل یکی ندان
این دو رویداد در دو محل و با دو مادهٔ متفاوت رخ میدهند. ترتیب آنها را از رسیدن پیام به پایانه تا آزادشدن محتوی وزیکولها مرحلهای بنویس.
تحریکی یا مهاری بودن را از پیامد بفهم
اثر ناقل را با تغییر احتمال ایجاد پاسخ در یاختهٔ بعدی توضیح بده. نام ماده بهتنهایی و بدون نوع گیرنده یا دادهٔ سؤال برای نتیجهگیری کافی نیست.
اختلال را از نقطهٔ اثر تا علامت دنبال کن
اگر کانال، ناقل، گیرنده یا حذف ناقل تغییر کند، ابتدا همان مرحله و بعد مراحل پاییندست را بررسی کن. برای نقشهٔ کلی به تنظیم عصبی و برای دریافت محرک به گیرندهٔ حسی برو.