عنوان، قلمرو و دوره را ثبت کن
پیش از عددها بنویس جدول دربارهٔ چه موضوع، کدام مکان و چه بازهای است. عدد بیرون از این سه مرز میتواند معنای دیگری پیدا کند و نباید به دورههای دیگر تعمیم داده شود.
واحد هر ستون را جدا بخوان
تعداد، درصد، واحد پول یا شاخص را با هم مقایسه نکن. اگر دو ستون واحد متفاوت دارند، نخست مشخص کن سؤال مقدار مطلق میخواهد یا نسبت و نرخ.
موضوع | مکان | دوره | واحد | مقدار آغاز و پایان | نقطهٔ تغییر | شاهد مکمل
روند را پیش از علت توصیف کن
افزایش، کاهش، ثبات یا نوسان را با عدد آغاز و پایان و نقاط میانی بنویس. تا وقتی سند یا زمینهٔ دیگری داده نشده، جدول بهتنهایی علت روند را ثابت نمیکند.
مقدار مطلق و سهم را جدا نگه دار
ممکن است تعداد یک گروه بیشتر شود اما سهم آن از کل کمتر شود. صورت و مخرج درصد را بازسازی کن و هر دو نوع تغییر را در جملههای جدا گزارش کن.
بزرگترین تغییر را با تفاضل بسنج
فقط به بلندترین عدد نگاه نکن. برای یافتن بیشترین تغییر، اختلاف دورههای همطول و همواحد را محاسبه کن. بزرگترین مقدار الزاماً بزرگترین افزایش نیست.
نقطهٔ گسست را پیدا کن
اگر روند در یک دوره جهت یا سرعت متفاوتی میگیرد، همان بازه را علامت بزن. سپس آن را با خط زمان یا سند همراه مقایسه کن؛ همزمانی بهتنهایی رابطهٔ علّی را اثبات نمیکند.
مثال تألیفی: سه دوره
در جدول فرضی، مقدار یک شاخص از 20 به 24 و سپس 36 میرسد. روند افزایشی است و افزایش دورهٔ دوم 12، بیشتر از افزایش 4 واحدی دورهٔ اول است؛ علت هنوز از این سه عدد معلوم نیست.
خانهٔ خالی را از رابطه بساز
جمع سطر، درصد کل یا تغییر میان دو دوره میتواند خانهٔ مجهول را تعیین کند. رابطه را پیش از عددگذاری بنویس و نتیجه را با کل جدول کنترل کن.
جدول و متن را دو شاهد مستقل بخوان
متن ممکن است توضیحی برای روند پیشنهاد دهد. بررسی کن زمان، مکان و موضوع آن با جدول یکسان است. نزدیکی دو بخش در صفحه، سازگاری تاریخی را تضمین نمیکند.
پاسخ را با «داده نشان میدهد» محدود کن
ابتدا نتیجهٔ عددی و سپس شاهد را بنویس: «داده نشان میدهد ...، زیرا مقدار از ... به ... رسیده است.» برای زمینه از خط زمان تاریخ کمک بگیر.