متغیر تنظیمشونده را پیدا کن
پیش از نام غدهها مشخص کن بدن کدام کمیت یا وضعیت را تغییر میدهد. مقدار آغازین، جهت تغییر و بازهٔ مطلوب، علت فعالشدن مسیر تنظیمی را روشن میکنند.
زنجیره را با نقشها بساز
محرک، بخش دریافتکننده، غده یا بافت ترشحکننده، پیامرسان، یاختهٔ هدف و پاسخ را در خانههای جدا بنویس. سپس پیکان میان هر دو خانه را با یک فعل دقیق نامگذاری کن.
تغییر کمیت ← دریافت و پردازش ← ترشح ← انتقال ← اتصال به گیرنده ← پاسخ
یاختهٔ هدف را با گیرنده تعریف کن
رسیدن پیامرسان به یک بافت بهتنهایی پاسخ را تضمین نمیکند. در پاسخ توضیح بده یاختهٔ هدف چگونه پیام را دریافت میکند و این دریافت چه فرایندی را در آن تغییر میدهد.
ترشح و اثر را دو رویداد جدا ببین
افزایش ترشح، تغییر مقدار پیامرسان در مسیر انتقال و اثر نهایی بر بافت هدف یک مرحله نیستند. اگر سؤال یکی را میپرسد، پاسخ را با حذف مراحل لازم کوتاه نکن.
بازخورد را از انتهای مسیر بخوان
ابتدا نتیجهٔ نهایی را مشخص و سپس اثر آن را بر مراحل پیشین دنبال کن. اگر نتیجه، تغییر اولیه را کاهش میدهد، حلقه به پایداری کمک میکند؛ جهت هر پیکان را با متن سؤال تطبیق بده.
کمکاری و پرکاری را زنجیرهای تحلیل کن
نقطهٔ تغییر را روی مسیر علامت بزن و پیامد را یک پیکان در هر مرحله جلو ببر. از نسبتدادن مستقیم همهٔ نشانهها به یک غده بدون بررسی پیامرسانهای بالادست و پاییندست پرهیز کن.
نمودار مقدار ـ زمان را مرحلهبندی کن
زمان محرک، تأخیر پاسخ، نقطهٔ اوج و بازگشت را جدا بخوان. نام کمیت هر منحنی را کنار آن بنویس و همزمانی یا تقدم تغییرها را به رابطهٔ علّی محتاطانه تبدیل کن.
تنظیم عصبی و هورمونی را با معیار بسنج
مسیر انتقال، محل گیرنده، گستره و دوام اثر را در ردیفهای متناظر مقایسه کن. برای تکمیل این بخش از راهنمای تنظیم عصبی و برای شکلها از راهنمای شکلهای زیست استفاده کن.