صورت سؤال، سطح تحلیل را تعیین میکند
ابتدا روشن کن سؤال دربارهٔ کل جمله، یک گروه یا رابطهٔ دو واژه است. پاسخ درست در سطح نادرست، کامل نیست. واژهٔ خواستهشده را علامت بزن و محدودهٔ تحلیل را پیش از نامگذاری مشخص کن.
فعل را نقطهٔ شروع قرار بده
فعل یا بخش فعلی را پیدا کن و ببین جمله چه اطلاعاتی برای کاملشدن آن میخواهد. سپس اجزای اصلی را جدا کن. این مسیر، نقشها را از رابطهٔ واقعی آنها به دست میآورد و وابستگی به حدس جایگاهی را کم میکند.
واژه بهتنهایی نقش ثابت ندارد؛ جایگاهش در همان جمله را بررسی کن و برای انتخابت یک دلیل کوتاه بنویس.
مرز گروهها را پیدا کن
پیش از بررسی واژههای داخل یک گروه، هسته و وابستهها را از هم جدا کن. عبارت بلند را یکباره برچسب نزن. ابتدا گروههای اصلی و بعد ساخت درونی هر گروه را تحلیل کن.
جابهجایی را فقط ابزار کنترل بدان
بعضی اجزا در فارسی جابهجا میشوند و جای ظاهری آنها نقش را عوض نمیکند. جمله را به ترتیب سادهتری بازنویسی کن و ببین رابطهها حفظ میشوند یا نه. نتیجه را با معنا و ساخت جمله هم بسنج.
حذف آزمایشی را با احتیاط انجام بده
یک جزء را موقتاً بردار و تغییر معنا یا کاملبودن ساخت را بررسی کن. این آزمایش سرنخ میدهد، اما بهتنهایی حکم نهایی نیست. چند نشانه را کنار هم قرار بده و از قواعد محدودهٔ کتابت استفاده کن.
پاسخ را به شکل «نام + شاهد» بنویس
اگر توضیح لازم است، نخست نام نقش یا ساخت را بیاور و بعد رابطه یا نشانهٔ آن را در همان جمله نشان بده. پاسخ طولانی و پراکنده ممکن است نتیجهٔ درست را پنهان کند.
جملههای نزدیک را مقایسه کن
دو جمله بساز که فقط در یک رابطه تفاوت دارند. زیر بخشی که باعث تغییر تحلیل میشود خط بکش. این مقایسه، مرز میان نقشهای مشابه را بهتر از حفظ چند تعریف جداگانه روشن میکند.
دفتر خطای دستوری بساز
خطا را به ندیدن فعل، مرزبندی نادرست گروه، اشتباه در هسته و وابسته یا انتخاب نقش بدون دلیل نسبت بده. سپس یک جملهٔ تازه با همان دام طراحی و تحلیل کن. برای معنی شعر به راهنمای معنی و مفهوم و برای قلمرو ادبی به آرایههای ادبی برو.