نماد را به دو جزء باز کن
خط بلندتر جهت امتداد را نشان میدهد و علامت کوتاهتر سمت شیب را مشخص میکند. عدد کنار نماد را، اگر وجود دارد، بهعنوان زاویه با جهت اشتباه نگیر.
جهت و زاویهٔ شیب را جدا بنویس
جهت میگوید لایه به کدام سو پایین میرود و زاویه تندی آن را نشان میدهد. پاسخ کامل باید هر دو جزء خواستهشده را با واحد یا واژهٔ مناسب ارائه کند.
شمال نقشه ← نماد امتداد ← سمت شیب ← زاویه ← مرز رخنمون ← ناهمواری ← مقطع فرضی ← کنترل
شمال نقشه را پیش از نام جهت پیدا کن
بالای کاغذ همیشه بدون بررسی شمال نیست. پیکان شمال، شبکه یا راهنمای نقشه را بخوان و سپس امتداد را با جهتهای جغرافیایی نامگذاری کن.
رخنمون را خودِ صفحهٔ لایه ندان
آنچه روی نقشه میبینی محل برخورد لایه با سطح ناهموار زمین است. شکل مرز رخنمون از شیب لایه و شکل توپوگرافی با هم اثر میگیرد.
لایه را در ذهن به زیر سطح ادامه بده
از نماد شیب، صفحهای فرضی به سمت پایین رسم کن. این تصویر سهبعدی کمک میکند جای لایه در مقطع و ترتیب برخورد حفاری با واحدها را بفهمی.
مقطع را عمود بر امتداد بخوان
بیشترین شیب در راستایی عمود بر امتداد دیده میشود. اگر خط مقطع زاویهٔ دیگری دارد، ظاهر شیب میتواند متفاوت باشد و نباید آن را بیدلیل شیب واقعی نامید.
لایهٔ افقی و قائم را با نمادشان تشخیص بده
حالتهای ویژه را از راهنمای نقشه بخوان. در لایهٔ افقی جهت شیب یکتایی وجود ندارد و در حالت قائم زاویه با حالتهای مایل یکسان نیست.
چین یا گسل را فقط از یک نماد نتیجه نگیر
تغییر جهت شیب در چند نقطه، تکرار یا حذف واحدها و الگوی مرزها را کنار هم بررسی کن. یک اندازهگیری محلی برای نامگذاری کل ساختار کافی نیست.
پروفیل توپوگرافی را پیش از لایهها بساز
ابتدا شکل سطح زمین در مسیر مقطع را منتقل کن، سپس محل برخورد واحدها و جهت ادامهٔ آنها را بیفزا. برای این مرحله از منحنی میزان و نیمرخ کمک بگیر.
پاسخ نهایی را با سه کنترل ببند
جهتها با شمال نقشه سازگار باشند، لایهها بیدلیل قطع نشوند و مرزهای مقطع با نقاط برخورد روی نقشه تطبیق داشته باشند. تمرین ساختاری بیشتر در چین، گسل و مقطع قرار دارد.