نوع گزاره را پیش از مثال تعیین کن
ببین جمله از باید، ارزش و انتظار سخن میگوید یا رفتار و وضع موجود را گزارش میکند. همین تفاوت نقطهٔ آغاز دستهبندی است.
فرهنگ آرمانی را با مطلوبهای پذیرفتهشده بشناس
هنجارها و ارزشهایی که جامعه یا گروه بر آنها تأکید میکند، بخش آرمانی را میسازند. آرمانیبودن به معنای اجراشدن کامل نیست.
گزاره ← باید/هست ← ارزش یا رفتار ← سطح فرد/گروه ← شاهد ← فاصله ← علتهای ممکن ← نتیجهٔ محدود
فرهنگ واقعی را از الگوی رفتار موجود بخوان
آنچه مردم در عمل و به شکل قابل مشاهده انجام میدهند، دادهٔ تحلیل فرهنگ واقعی است. یک رفتار منفرد را نمایندهٔ کل جامعه فرض نکن.
فاصله را بدون داوری شتابزده توصیف کن
ناسازگاری میان انتظار و عمل را ابتدا دقیق بیان کن. سپس فقط با شواهد سؤال دربارهٔ اندازه یا جهت فاصله نتیجه بگیر.
یک مثال را به دو ستون تبدیل کن
در ستون اول ارزش یا هنجار اعلامشده و در ستون دوم رفتار توصیفشده را بنویس. این جدول از مخلوطشدن تعریف و مصداق جلوگیری میکند.
سطح تحلیل را ثابت نگه دار
رفتار یک فرد، یک سازمان یا الگوی گستردهٔ اجتماعی یکسان نیست. ادعای خود را به همان سطحی محدود کن که دادهها پوشش میدهند.
تفاوت را با تناقض کامل یکی ندان
فاصله میتواند کم یا زیاد و در گروههای مختلف متفاوت باشد. وجود یک استثنا بهتنهایی ارزش مشترک یا الگوی غالب را رد نمیکند.
علت را فقط با شاهد اضافه کن
منافع، محدودیتها، ناآگاهی یا تعارض نقشها ممکن است توضیحدهنده باشند؛ اما اگر سؤال شاهدی نداده، آنها را به صورت فرضیه بنویس.
راه کاهش فاصله را به سازوکار وصل کن
آموزش، قانون، الگو یا تغییر شرایط فقط وقتی پاسخ کامل است که توضیح دهی چگونه رفتار را به ارزش نزدیک میکند.
پاسخ را با تعریف و شاهد کامل کن
هر مفهوم را تعریف و عبارت متن را به آن وصل کن. برای پایه به فرهنگ در جامعهشناسی و برای هنجار به ارزش و هنجار برو.