نتیجه را پیش از نامگذاری مقدمهها پیدا کن
بپرس استدلال میخواهد کدام گزاره پذیرفته شود. نشانههای زبانی ممکن است کمک کنند، اما نقش جمله را از رابطهٔ معنایی تشخیص بده. نتیجه را جدا بنویس تا موضوع و محمول آن روشن شود.
حدهای نتیجه را علامت بزن
دو مفهوم اصلی نتیجه را با نماد ثابت مشخص کن. سپس در مقدمهها دنبال همان مفاهیم و مفهوم رابط بگرد. تغییر واژه یا دامنهٔ مفهوم را نادیده نگیر؛ شباهت لفظی همیشه به معنای یکسانبودن حد نیست.
دو حد در نتیجه دیده میشوند؛ حد میانی باید در مقدمهها رابطهٔ آن دو را بسازد و در نتیجه حضور ندارد.
مقدمهها را به صورت استاندارد بازنویسی کن
جملههای پیچیده را بدون تغییر معنا به قالب روشن موضوع و محمول تبدیل کن. کمیت و کیفیت گزاره را حفظ کن. پس از بازنویسی، هر حد را با همان عبارت یا نماد ثابت بنویس.
حد میانی را در هر دو مقدمه دنبال کن
مفهومی را پیدا کن که میان دو مقدمه مشترک است و دو حد نتیجه را به هم وصل میکند. اگر واژهٔ مشترک در دو معنای متفاوت به کار رفته باشد، پیوند واقعی ساخته نشده است. معنی را در بافت هر جمله بررسی کن.
ساختار و محتوای گزاره را جدا ارزیابی کن
درستی یا آشنابودن جملهها بهتنهایی اعتبار نتیجه را ثابت نمیکند. ابتدا ببین نتیجه از صورت مقدمات به دست میآید و سپس دربارهٔ صدق مقدمات مطابق خواستهٔ سؤال صحبت کن.
در قیاس شرطی، بخشها را کامل بنویس
شرط و پیامد، یا دو سوی گزارهٔ جداکننده را مشخص کن و مقدمهٔ دوم را دقیق با آن تطبیق بده. حذف یا اثبات هر بخش باید همان نتیجهای را بدهد که ساختار مجاز میکند؛ جهت رابطه را وارونه نکن.
مثال نقض را هدفمند بساز
برای آزمودن ساختار مشکوک، حالتی بساز که مقدمات پذیرفته شوند اما نتیجه نه. مثال باید همان صورت منطقی را حفظ کند. تغییر ساختار، حتی با جملههای جالب، چیزی دربارهٔ قیاس اصلی نشان نمیدهد.
قالب پاسخ تشریحی
نتیجه، دو مقدمه، سه حد، صورت استاندارد و دلیل اعتبار یا اشکال را به ترتیب بنویس. اگر مشکل از لغزش در کاربرد مفهوم است، آن را دقیق نامگذاری کن. برای بررسی خطاها از راهنمای مغالطه و برای نقشهٔ دلیل از تحلیل استدلال کمک بگیر.