ادعا و دلیل را از هم جدا کن
نتیجهای را که گوینده میخواهد بپذیری یکخطی بنویس و دلیلهای ارائهشده را زیر آن قرار بده. جملههای حاشیهای یا احساسی را موقتاً کنار بگذار تا اسکلت استدلال دیده شود.
پل میان دلیل و نتیجه را بپرس
از خودت بپرس چرا این دلیل باید آن نتیجه را ثابت کند. فرض پنهان یا واژهٔ چندمعنا را پیدا کن. بسیاری از لغزشها در همین پلی رخ میدهند که گفته نشده اما برای نتیجه لازم است.
در تمرین بنویس کدام عبارت یا انتقال نادرست است و چرا. سپس نام مغالطه را مطابق دستهبندی کتاب اضافه کن.
واژهها را در دو جای استدلال مقایسه کن
اگر یک واژه تکرار شده، ببین معنایش ثابت مانده یا در میانه تغییر کرده است. مرجع ضمیر، دامنهٔ یک حکم و قیدها را نیز بررسی کن. شباهت لفظی میتواند تفاوت معنایی را پنهان کند.
دامنهٔ نمونه و نتیجه را بسنج
بررسی کن دلیل دربارهٔ چند مورد و نتیجه دربارهٔ چه گسترهای است. اگر نتیجه از شاهدها فراتر رفته، محل جهش را با جملهٔ دقیق توضیح بده؛ نام نهایی را فقط از فهرست مباحث کتابت انتخاب کن.
حمله به ادعا را از حمله به فرد جدا کن
ببین پاسخ واقعاً دلیل یا نتیجه را بررسی میکند یا توجه را به ویژگی دیگری میبرد. موضوع اصلی بحث را یکخطی بنویس و مشخص کن جملهٔ موردنظر چه نسبتی با آن دارد.
مثال نقض را ابزار آزمون کن
اگر حکم کلی است، نمونهای فرضی بساز که مقدمات را حفظ کند اما نتیجه را نه. مثال نقض باید دقیقاً همان ساخت را بیازماید؛ نمونهٔ نامرتبط فقط بحث را عوض میکند.
مغالطههای نزدیک را مرزبندی کن
برای هر دو نام گیجکننده، «منشأ خطا» و «نشانه در متن» را روبهروی هم بنویس. سپس یک مثال تازه بساز که فقط یکی از دو سازوکار را داشته باشد و دلیل انتخاب را ثبت کن.
پاسخ را در سه جزء بنویس
نام مغالطه، عبارت یا حرکت مسئلهدار و توضیح کوتاهِ خطا را بیاور. اگر صورت سؤال فقط نام میخواهد، همین تحلیل را در حاشیه انجام بده. برای بازسازی کل استدلال از راهنمای فلسفه و منطق کمک بگیر.