خواستهٔ سؤال را از موضوع متن جدا کن
ممکن است متن دربارهٔ یک مفهوم باشد اما سؤال، دلیل، نتیجه، نقد یا مقایسه بخواهد. فعل سؤال را مشخص کن و پاسخ را حول همان عمل بساز. خلاصهکردن کل متن همیشه پاسخ تحلیل استدلال نیست.
ادعای اصلی را در یک جمله بنویس
بپرس نویسنده میخواهد کدام گزاره پذیرفته شود. مثالها و توضیحها را موقتاً کنار بگذار و نتیجهٔ مرکزی را با واژههای روشن بازنویسی کن. ادعا نباید از متن گستردهتر یا محدودتر شود.
ادعا: چه چیزی؟ دلیل: چرا؟ پیوند: این دلیل چگونه ادعا را پشتیبانی میکند؟
مقدمهها را از نشانه و مثال جدا کن
هر جملهای که برای پذیرفتن نتیجه نقش دارد یک مقدمهٔ احتمالی است. مثال ممکن است مقدمه را روشن کند، اما خودِ قاعده یا شاهد را باید دقیق مشخص کنی. واژههای نتیجهنما و دلیلنما سرنخاند، نه جایگزین فهم رابطه.
مقدمهٔ پنهان را محتاطانه آشکار کن
گاهی پیوند دلیل و نتیجه به فرضی ناگفته وابسته است. آن فرض را طوری بنویس که مسیر استدلال کامل شود و از متن فراتر نرود. سپس روشن کن این مقدمه از کدام بخش یا مفهوم درس پشتیبانی میگیرد.
اعتبار پیوند و درستی مقدمه را جدا بسنج
یک استدلال ممکن است ساختار منظم داشته باشد اما یکی از مقدمههایش پذیرفتنی نباشد؛ یا مقدمهها درست به نظر برسند اما نتیجه از آنها به دست نیاید. در نقد، دقیقاً بگو اشکال به کدام بخش مربوط است.
دیدگاهها را با معیار مشترک مقایسه کن
موضوع پرسش، منبع شناخت، تعریف مفهوم یا نتیجهٔ عملی را بهعنوان معیار انتخاب کن. نظر هر دیدگاه را زیر همان معیار بنویس و سپس تفاوت را توضیح بده. کنار هم گذاشتن دو خلاصه بدون معیار، مقایسهٔ کامل نمیسازد.
مثال را به مفهوم برگردان
اگر سؤال یک موقعیت میدهد، نشانهٔ تعیینکننده را پیدا کن و توضیح بده چرا با مفهوم یا استدلال مورد نظر سازگار است. فقط نام نظریه را ننویس؛ رابطهٔ مثال و معیار نظریه باید دیده شود.
پاسخ را با متن کنترل کن
بررسی کن ادعا، دلیل و نقد تو به واژهها و روابط متن وفادار است و دیدگاهی را سادهسازی نکردهای. برای تشخیص لغزشهای استدلالی از راهنمای مغالطههای منطق کمک بگیر.