بازیگرها را پیش از پیکانها مشخص کن
در الگوی ساده، خانوار مالک عوامل تولید و مصرفکنندهٔ کالاهاست و بنگاه از عوامل برای تولید استفاده میکند. نقش هر طرف را کنار نامش بنویس.
دو بازار را با هم جابهجا نکن
بازار عوامل تولید محل عرضهٔ کار، زمین یا سرمایه و بازار کالا و خدمات محل مبادلهٔ محصول است. عنوان بازار جهت رابطه را روشن میکند.
بازیگر ← بازار ← مبدأ پیکان ← مقصد ← واقعی/پولی ← نام جریان ← اثر تغییر ← کنترل مسیر مقابل
جریان واقعی را با چیزی که منتقل میشود بشناس
عامل تولید از خانوار به بازار عوامل و سپس به بنگاه میرسد؛ کالا و خدمت از بنگاه به بازار محصول و خانوار حرکت میکند.
جریان پولی جهت مقابل دارد
مزد، اجاره، سود یا پرداخت عوامل به خانوار میرسد و مخارج مصرفی از خانوار به سمت بنگاه میرود. هر پرداخت را به جریان واقعی متناظر وصل کن.
درآمد یک طرف، مخارج طرف دیگر است
پرداخت بنگاه برای عوامل، درآمد خانوار و پرداخت خانوار برای محصول، دریافتی بنگاه است. مسئله را از نگاه هر دو طرف بازنویسی کن.
پسانداز را خروج از مسیر مصرف ببین
بخشی از درآمد که صرف مصرف جاری نمیشود میتواند وارد بخش مالی شود. در نمودار گسترده، محل ورود و خروج این پول را دقیق دنبال کن.
سرمایهگذاری را با خرید مصرفی یکی نگیر
سرمایهگذاری به ایجاد یا افزایش ظرفیت تولید مربوط است. نام کالا بهتنهایی کافی نیست؛ هدف و نقش اقتصادی هزینه را بخوان.
دولت و بخش خارجی مدل را گسترش میدهند
مالیات، مخارج دولت، صادرات و واردات پیکانهای تازه میسازند. هرکدام را با همان روش مبدأ، مقصد و نوع جریان تحلیل کن.
تغییر یک پیکان را تا دور بعد دنبال کن
افزایش یا کاهش مخارج میتواند دریافت طرف دیگر و تصمیمهای بعدی را تغییر دهد. زنجیره را مرحلهای بنویس و از جهش به نتیجهٔ دور خودداری کن.
پاسخ را به زبان نمودار برگردان
در پایان نام بازیگر، بازار و نوع جریان را در یک جمله بیاور. برای پیوند با تولید به عوامل تولید و برای دخلوخرج به بودجهٔ خانوار برو.