۲۰ امتحان نهایی / نمونه سؤال زیست / مهارت متن
۱۰ تمرین قید و گزاره

۱۰ نمونه سؤال قیدهای زیست؛
یک واژه می‌تواند دامنهٔ حکم را عوض کند

درست‌بودن چند واژه، کل جمله را درست نمی‌کند. قید، گروه مرجع، شرط و جهت رابطه را جزءبه‌جزء کنترل کن.

گزاره → قید → دامنه → مرز

روش اجرای آزمونک

قید را همراه جملهٔ کامل و گروه مرجع بررسی کن. روش در قیدهای زیست آمده است.

۱۰ تمرین دامنه و اصلاح گزاره

سؤال 1

در جملهٔ «برخی یاخته‌ها ...»، حذف واژهٔ «برخی» چه تغییری می‌دهد؟

پاسخ تشریحی

دامنه از بخشی از یاخته‌ها به حکم کلی دربارهٔ همه گسترش می‌یابد و ممکن است گزاره را نادرست کند.

سؤال 2

چرا واژهٔ «همیشه» در یک گزاره نیازمند کنترل دقیق است؟

پاسخ تشریحی

حکم بدون استثنا می‌سازد؛ یک حالت معتبرِ خلاف برای رد آن کافی است.

سؤال 3

تفاوت «فقط A سبب B است» با «A سبب B است» چیست؟

پاسخ تشریحی

جملهٔ اول همهٔ علت‌های دیگر را حذف می‌کند؛ جملهٔ دوم فقط نقش A را بیان می‌کند و انحصار نمی‌سازد.

سؤال 4

برای بررسی یک گزارهٔ درست/نادرست چه اجزایی را جدا می‌کنیم؟

پاسخ تشریحی

فاعل، رابطه یا فعل، جهت رابطه، قید، گروه مرجع و شرط.

سؤال 5

چرا قید را نباید به‌تنهایی روی فلش‌کارت نوشت؟

پاسخ تشریحی

بدون فاعل، رابطه و شرط معلوم نیست دامنهٔ قید به کدام بخش جمله تعلق دارد.

سؤال 6

یک تصویر فقط یک حالت را نشان می‌دهد. آیا می‌توان از آن حکم «همهٔ موارد» ساخت؟

پاسخ تشریحی

خیر؛ نمونهٔ محدود دامنهٔ کلی را ثابت نمی‌کند مگر متن یا دادهٔ سؤال چنین تعمیمی بدهد.

سؤال 7

برای اصلاح گزارهٔ نادرست، بهترین روش چیست؟

پاسخ تشریحی

کوچک‌ترین بخش ناسازگار را مشخص و همان واژه، جهت رابطه یا قید را اصلاح کنیم؛ کل جمله را بی‌دلیل بازنویسی نکنیم.

سؤال 8

«معمولاً» و «همیشه» چه تفاوت دامنه‌ای دارند؟

پاسخ تشریحی

معمولاً امکان استثنا را باز می‌گذارد؛ همیشه ادعای بدون استثناست.

سؤال 9

در پاسخ مقایسه‌ای چگونه قیدها را متقارن نگه می‌داریم؟

پاسخ تشریحی

برای هر دو طرف همان معیار، گروه مرجع و شرط را می‌نویسیم و قید یکی را هنگام مقایسه حذف نمی‌کنیم.

سؤال 10

الگوی کامل تحلیل یک قید چیست؟

پاسخ تشریحی

گزاره را کامل بنویس، قید و گروه مرجع را مشخص کن، شرط را جدا کن، یک مثال سازگار و یک حالت مرزی بساز و حکم را کنترل کن.

چک‌لیست خودتصحیح

  1. قید و گروه مرجع را جدا علامت زدم.
  2. ادعای کلی را با حالت مرزی سنجیدم.
  3. فقط، برخی، معمولاً و همیشه را هم‌معنا نگرفتم.
  4. از شکل محدود حکم کلی نساختم.
  5. در اصلاح، کوچک‌ترین جزء ناسازگار را تغییر دادم.