عبارت تصویری را به اجزای ساده بازگردان
فاعل، فعل، صفت و چیزی را که توصیف شده جدا کن. این بازسازی نشان میدهد رابطهٔ غیرعادی دقیقاً در کدام دو جزء قرار دارد.
تشخیص را با رفتار یا حالت انسانی بسنج
اگر کنش، احساس یا ویژگی ویژهٔ انسان به طبیعت، شیء یا مفهوم داده شده، جانبخشی شکل گرفته است. هر صفتی انسانی نیست.
فاعل/موصوف ← فعل/صفت ← انسانی یا حسی ← صاحب واقعی ← دو حوزه ← نام آرایه ← شاهد ← اثر تصویر
دو جزء تشخیص را کامل بنویس
موجود غیرانسانی و رفتار انسانی را کنار هم نشان بده. نوشتن تنها نام آرایه بدون این رابطه پاسخ را اثبات نمیکند.
استعارهٔ مکنیه را به عنوان ساخت نزدیک بشناس
در برخی تحلیلها، نسبتدادن ویژگی انسان میتواند با حذف مشبهبه انسانی پیوند داشته باشد. پاسخ را مطابق صورت سؤال و اصطلاح کتاب تنظیم کن.
حسآمیزی را با دو حوزهٔ ادراکی پیدا کن
صدا، رنگ، بو، مزه و لمس حوزههای رایجاند. وقتی ویژگی یک حس برای ادراک حسی دیگر به کار میرود، آمیختگی را نشان بده.
صفت معمول را حسآمیزی ننام
ترکیب باید میان دو حوزهٔ حسی پل بزند. زیبایی، شدت یا احساس کلی بدون دو حس مشخص برای این آرایه کافی نیست.
معنی مجازی را با حسآمیزی یکی ندان
هر کاربرد غیرحقیقی الزاماً آمیختن حسها نیست. نام دو حس و مسیر انتقال ویژگی را در عبارت پیدا کن.
وجود همزمان آرایهها را بررسی کن
یک تصویر ممکن است تشخیص، استعاره یا حسآمیزی را همزمان داشته باشد. برای هر نام، شاهد مستقل و رابطهٔ جدا بنویس.
اثر تصویر را دقیق توضیح بده
تشخیص میتواند پدیده را زنده و کنشمند و حسآمیزی تجربه را چندلایه کند. اثر را به همان عبارت محدود نگه دار.
پاسخ را با بازنویسی عادی کنترل کن
عبارت را بدون آرایه بازنویسی کن و ببین چه انتقالی حذف میشود. برای پایه به آرایههای ادبی و برای استعاره به تشبیه و استعاره برو.