سطح گزاره را مشخص کن
ببین دربارهٔ تعریف یک مفهوم، ویژگی ذاتی یا وضعیت واقعشده در جهان سخن میگویی. تغییر سطح تحلیل میتواند پاسخ را عوض کند؛ پس جمله را دقیقاً با همان معنای سؤال نگه دار.
موضوع و محمول را جدا تعریف کن
پیش از داوری، معنای دو مفهوم را روشن کن و از کاربرد روزمرهٔ مبهم فاصله بگیر. اگر یک واژه چند معنا دارد، معنای موردنظر متن را با قرینه مشخص کن.
گزاره ← معنای دقیق ← فرض صدق ← فرض خلاف ← سازگاری یا تناقض ← نام نسبت ← دلیل
ضرورت را با ناتوانی فرض خلاف بسنج
اگر محمول بهگونهای با موضوع پیوند دارد که نفی آن در همان معنا به ناسازگاری میرسد، رابطهٔ ضروری مطرح است. محل ناسازگاری را در یک جمله توضیح بده.
امتناع را از تناقض در فرض صدق پیدا کن
در گزارهٔ ممتنع، جمع موضوع و محمول با تعریفها یا اصول پذیرفتهشده ناسازگار است. تنها «در واقع ندیدهایم» دلیل امتناع نیست؛ ناسازگاری مفهومی را نشان بده.
امکان را نبود ضرورت دو طرف بدان
ممکنبودن به معنای محتملبودن آماری یا آسانبودن نیست. اگر نه اثبات گزاره و نه نفی آن از خود مفهومها ضروری نباشد، دربارهٔ امکان سخن میگوییم.
واقعشدن را با ضروریبودن یکی ندان
اینکه رویدادی رخ داده است نشان نمیدهد خلاف آن محال بوده. میان واقعیت موجود و نوع نسبت منطقی یا فلسفی آن تمایز بگذار.
عجیببودن را دلیل امتناع ندان
کمسابقه یا دور از انتظاربودن یک وضعیت با ناسازگاری مفهومی فرق دارد. بررسی کن آیا فرض آن تناقض میسازد یا فقط احتمال اندکی دارد.
قیدها را در داوری حفظ کن
واژههایی مانند «در این شرایط»، «از آن جهت» یا «به تعریف» دامنهٔ گزاره را محدود میکنند. حذف قید ممکن است نسبت دیگری بسازد و دلیل پاسخ را از متن جدا کند.
مثال نقض را برای کنترل بساز
برای ادعای ضرورت، وضعیتی سازگار فرض کن که محمول نباشد؛ اگر موفق شدی، ضرورت زیر سؤال میرود. برای امتناع، فرض صدق را مرحلهبهمرحله بررسی کن.
پاسخ را با «نام + آزمون» بنویس
نام نسبت و نتیجهٔ فرض خلاف یا فرض صدق را کوتاه بیاور. برای ارتباط با مفهومها به وجود و ماهیت و برای ساخت دلیل به تحلیل استدلال فلسفی برو.