لفظ و معنای قراردادی کامل را مشخص کن
پیش از نامگذاری دلالت، بنویس لفظ در این کاربرد برای چه معنایی وضع یا استفاده شده است. بافت میتواند معنی فعال را محدود کند.
مطابقی را دلالت بر تمام معنی بدان
اگر لفظ همان معنای کامل مورد نظر را میرساند، رابطه مطابقی است. پاسخ را با ذکر کل معنی اثبات کن.
لفظ ← معنای کامل ← مفهوم هدف ← تمام/جزء/بیرون ← رابطهٔ لزوم ← نوع دلالت ← شاهد ← کنترل با حذف جزء
تضمّنی را دلالت بر جزء درونی معنی بگیر
مفهوم هدف باید یکی از اجزای معنای کامل باشد. ابتدا کل را تجزیه و جای جزء را درون آن نشان بده.
التزامی را با لازمهٔ بیرونی بسنج
مفهوم هدف جزء تعریف یا معنای لفظ نیست، اما از آن به صورت قابل قبول لازم میآید. مسیر این لزوم را در یک جمله توضیح بده.
جزء شیء را با جزء معنی اشتباه نگیر
اینکه چیزی از نظر فیزیکی جزء شیء است همیشه تضمّن زبانی را ثابت نمیکند. باید نشان دهی در معنای کامل لفظ وارد شده است.
تداعی شخصی را التزام ننام
هر چیزی که با شنیدن واژه به ذهن میآید لازمهٔ آن نیست. رابطه باید فراتر از عادت یا خاطرهٔ فردی قابل توضیح باشد.
بافت را برای انتخاب معنای لفظ حفظ کن
لفظ چندمعنا ممکن است در هر جمله معنای کامل متفاوتی داشته باشد. نخست معنی فعال را تعیین و سپس نوع دلالت را بسنج.
یک لفظ میتواند در پرسشهای مختلف سه رابطه بسازد
نوع دلالت فقط به لفظ وابسته نیست؛ مفهوم هدف نیز مهم است. برای هر هدف، نسبت آن با معنای کامل را دوباره بررسی کن.
نمودار سهدایرهای ذهنی بساز
کل معنی، اجزای درون آن و لازمههای بیرونی را در سه ناحیه قرار بده. این تصویر مرز تضمّن و التزام را روشن میکند.
پاسخ را با دلیل رابطه بنویس
پس از نام نوع، بگو مفهوم هدف تمام معنی، جزء آن یا لازمهٔ بیرونی است. برای مفهومها به کلی و جزئی و برای تعریف به تعریف منطقی برو.