عبارت را کامل یا ناقص بررسی کن
ببین واژه یا ترکیب تنها چیزی را در ذهن حاضر میکند یا میان دو مفهوم نسبتی برقرار شده است. طول عبارت معیار نیست؛ یک ترکیب طولانی هم ممکن است هیچ حکمی نداشته باشد.
قابلیت صدق و کذب را آزمایش کن
از خود بپرس آیا میتوان دربارهٔ کل عبارت گفت درست است یا نادرست. اگر پاسخ معنا دارد، با یک گزاره و تصدیق روبهرو هستی؛ پرسش و فرمان را بیدلیل گزاره ننام.
چه چیزی فهمیده میشود؟ | چه نسبتی پذیرفته یا رد میشود؟
مفهوم و مصداق را دو سطح ببین
مفهوم معنایی ذهنی و مصداق موردی است که مفهوم بر آن صدق میکند. مثال را طوری بنویس که نام مفهوم و فرد یا مورد بیرونی جابهجا نشوند.
دامنهٔ مصداق را از واژهٔ کلی پیدا کن
بررسی کن مفهوم بر یک مورد یا موارد متعدد قابل اطلاق است. تعداد مصداقهای واقعی در یک لحظه را با قابلیت صدق مفهوم اشتباه نگیر.
هدف تعریف را روشن کن
تعریف باید مفهوم ناشناخته را با اجزای روشنتر معرفی و مرزش را با موارد دیگر مشخص کند. پیش از ارزیابی، معرَّف و عبارت تعریفکننده را جدا بنویس.
جامعبودن را با مثال جاافتاده بسنج
مصداقهای درست مفهوم را یکییکی در تعریف آزمایش کن. اگر موردی متعلق به مفهوم است اما تعریف آن را نمیپذیرد، دامنهٔ تعریف از معرَّف کوچکتر شده است.
مانعبودن را با مثال اضافی بسنج
موارد بیرون از مفهوم را در تعریف امتحان کن. اگر تعریف مورد نامربوطی را هم میپذیرد، ویژگیهای نوشتهشده برای ساخت مرز کافی نیستند.
دور و ابهام را در زبان تعریف پیدا کن
واژهٔ تعریفکننده نباید فهمش وابسته به همان مفهوم ناشناخته یا از آن مبهمتر باشد. برای استدلال پس از گزاره از راهنمای قیاس و برای خطاها از راهنمای مغالطه کمک بگیر.