معرَّف و عبارت تعریف را جدا کن
مفهومی را که باید شناسانده شود در یک ستون و جملهای را که آن را توضیح میدهد در ستون دیگر بنویس. سپس ببین تعریف چه ویژگیهایی را شرط ورود به دامنه قرار داده است.
هدف تعریف را مشخص کن
گاهی پرسش شرح لفظ، معرفی مفهوم یا تعیین مرز دقیق را میخواهد. نوع خروجی را از دستور سؤال بگیر و معیار نقد را با همان هدف هماهنگ کن.
معرَّف | ویژگیهای تعریف | مصداق روشن داخل | مورد جاافتاده | مورد اضافی | ابهام یا دور | اصلاح
جامعبودن را با مورد جاافتاده بسنج
یک مصداق قطعی از مفهوم پیدا کن و ببین همهٔ شرطهای تعریف را دارد یا نه. اگر مصداق واقعی بیرون میماند، تعریف محدودتر از دامنهٔ مورد نظر است. مورد را دقیق نام ببر.
مانعبودن را با مورد اضافی بسنج
موردی بیرون از مفهوم پیدا کن که با این حال شرایط تعریف را برآورده میکند. این مثال نشان میدهد مرز تعریف بیش از حد گسترده است. فقط نگوی «مانع نیست»؛ مورد ورودِ نابجا را بنویس.
مثال نقض را در نزدیکترین مرز جستوجو کن
مفهوم همسایهای را انتخاب کن که بیشتر ویژگیها را مشترک دارد. این انتخاب سریعتر نشان میدهد کدام ویژگی متمایزکننده حذف یا مبهم شده است.
دور را با وابستگی معنا پیدا کن
اگر فهم عبارت تعریف دوباره به دانستن همان مفهوم وابسته است، مسیر توضیح بسته میشود. تکرار عین واژه تنها شکل دور نیست؛ همخانواده یا مترادف ناشناخته نیز میتواند اطلاعات تازهای ندهد.
روشنی واژهها را مقایسه کن
عبارت تعریف باید برای مخاطب از معرَّف روشنتر باشد. واژههای چندمعنا، مجازی یا تخصصیِ توضیحنداده را علامت بزن و ببین آیا میتوان آنها را دقیقتر جایگزین کرد.
ویژگی عرضی را با مرز ذاتی اشتباه نگیر
صفتی که گاهی همراه مفهوم دیده میشود ممکن است همهٔ مصداقها را پوشش ندهد یا به موارد بیگانه هم تعلق بگیرد. آن را با دو آزمون جامع و مانع بسنج، نه با آشنایی ظاهری.
تعریف را حداقلی اصلاح کن
مشخص کن برای رفع خطا باید شرطی افزوده، حذف یا دقیق شود. بازنویسی کامل ممکن است خطای تازه بسازد. پس از اصلاح، همان مثالهای قبلی را دوباره آزمایش کن.
پاسخ نقد را سهلایه بنویس
نوع ایراد، مثال نقض و توضیح رابطه را پشت سر هم بیاور. برای پایهٔ مفهوم و مصداق از راهنمای تصور و تصدیق و برای ساخت مثال از نسبت مفاهیم کمک بگیر.