سه ضلع موقعیت شناخت را جدا کن
چه کسی آگاه است، متعلق آگاهی چیست و این آگاهی چگونه حاصل شده؟ این سه پرسش از تشخیص بر اساس یک کلمهٔ حفظی جلوگیری میکند.
در علم حضوری، واسطهٔ مفهومی را جستوجو نکن
معیار، حضور خودِ معلوم برای عالم است. توضیح بعدی فرد دربارهٔ تجربه میتواند با مفهوم و زبان بیان شود، اما اصل آگاهی را باید جدا بررسی کرد.
عالم ← معلوم ← نحوهٔ دسترسی ← حضور خود معلوم/صورت ذهنی ← معلوم بالذات ← امکان تطابق ← نوع علم
در علم حصولی، صورت یا مفهوم را واسطه ببین
ذهن از راه بازنمایی و مفهوم به شیء یا واقعیت بیرونی آگاه میشود. معلوم مستقیم ذهن و چیزی که آن صورت از آن حکایت میکند را از هم جدا کن.
موضوع واحد میتواند از دو راه شناخته شود
نام موضوع بهتنهایی نوع علم را تعیین نمیکند. ممکن است یک واقعیت در یک موقعیت بیواسطه و در موقعیتی دیگر از راه گزارش، تصویر یا مفهوم شناخته شود.
احساس درونی و گزارش آن را تفکیک کن
آگاهی مستقیم فرد از حالت خودش یک مرحله است و داوری، نامگذاری یا توضیح علت آن مرحلهای دیگر. سؤال را بخوان تا معلوم شود کدام مرحله خواسته شده است.
خطا را در نسبت صورت و واقع بسنج
در شناخت حصولی، بحث مطابقت بازنمایی ذهنی با متعلق آن مطرح میشود. خطای زبان، استدلال یا تفسیر را نیز بیدلیل به اصل آگاهی حضوری نسبت نده.
معلوم بالذات و بالعرض را جابهجا نکن
در تحلیل حصولی، آنچه بیواسطه نزد ذهن است با واقعیتی که صورت از آن حکایت میکند یک جایگاه ندارد. نسبت هرکدام را صریح بنویس.
مثال را با تغییر مسیر شناخت آزمایش کن
اگر فرد همان موضوع را فقط از گزارش دیگری بداند، آیا نوع دسترسی عوض میشود؟ این آزمون نشان میدهد معیار، نحوهٔ آگاهی است نه نام معلوم.
علم حضوری را با دقت توضیح لفظی یکی ندان
ممکن است کسی از حال خود آگاه باشد اما نتواند آن را دقیق توصیف کند. توان بیان و اصل حضور معلوم دو مسئلهٔ جدا هستند.
پاسخ را با دلیل واسطهبودن کامل کن
نوع علم، عالم، معلوم و دلیل وجود یا نبود صورت واسطه را در یک بند بنویس. برای مرز مفهومها به تصور و تصدیق و برای تحلیل فلسفی به استدلال فلسفی مراجعه کن.