رویداد اصلی جمله را پیدا کن
فعل و انجامدهنده یا جزء اصلی مرتبط را مشخص کن. حال، وضعیت یک شخص یا چیز را هنگام رخداد بیان میکند؛ بنابراین بدون شناخت رویداد و جزء توصیفشده نمیتوان نقش را دقیق تعیین کرد.
پرسش «چگونه؟» را از فعل بساز
از رویداد بپرس شخص یا چیز در چه حالت و چگونگیای آن را انجام داد یا تجربه کرد. واژه یا عبارت پاسخ، نامزد حال است. این آزمون معنایی باید با نشانههای نحوی نیز سازگار باشد.
فعل ← پرسش چگونه ← واژهٔ پاسخ ← صاحبحال ← نشانههای نحوی ← ترجمه
صاحبحال را صریح نام ببر
مشخص کن حالت به کدام اسم یا ضمیر برمیگردد. نزدیکترین اسم همیشه صاحبحال نیست؛ رابطهٔ معنایی جمله را بررسی کن و در پاسخ بنویس «این واژه حالتِ ... را هنگام ... نشان میدهد».
معرفه و نکره را بهعنوان قرینه ببین
وضعیت معرفهبودن صاحبحال و نکرهبودن حال میتواند سرنخ مهمی باشد. نشانهها را همراه معنا استفاده کن؛ یک علامت جداگانه جای تحلیل کامل جمله را نمیگیرد.
حرکت پایانی را از نقش نتیجه بگیر
ابتدا نقش را با ساخت و معنا تشخیص بده، سپس حرکت مناسب را تعیین کن. حفظ اینکه هر واژه با یک حرکت خاص حتماً یک نقش دارد، در جملههایی با نقشهای مشابه خطا میسازد.
حال را از صفت جدا کن
صفت ویژگی اسم را در گروه اسمی بیان میکند، اما حال وضعیت صاحبحال را هنگام رویداد نشان میدهد. ببین واژه با اسم رابطهٔ توصیفی درون گروه دارد یا به چگونگی وقوع فعل پاسخ میدهد.
حال را از قید فارسی تفکیک کن
در ترجمه ممکن است برای روانی از واژه یا عبارت قیدی استفاده شود، اما نام نقش عربی را از ساخت جملهٔ مبدأ تعیین کن. برچسب فارسی ترجمه همیشه معادل یکبهیک نقش عربی نیست.
جمله را با و بدون حال مقایسه کن
حال را موقتاً حذف کن و ببین خبر اصلی جمله باقی میماند اما اطلاعات مربوط به چگونگی کم میشود یا نه. این آزمایش سرنخ است و باید با صاحبحال و نشانههای نحوی کنترل شود.
ترجمه را طبیعی ولی وفادار بنویس
وضعیت بیانشده را به فعل و صاحب درست وصل کن. ترجمه نباید حالت موقت را به ویژگی همیشگی یا جملهای مستقل تبدیل کند. شخص، شمار و زمان فعل را نیز حفظ کن.
پاسخ تشریحی را با شاهد کامل کن
نام حال، صاحبحال و دلیل معنایی کوتاه را بنویس. برای حرکتها به راهنمای حرکتگذاری و برای مقایسه با صفت به صفت و موصوف مراجعه کن.