سازه را از رفتار مشاهدهشده جدا کن
هوش یا استعداد مفهومی نظری است و پاسخ فرد در یک تکلیف، نشانهای برای سنجش آن. یک رفتار واحد را تعریف کامل سازه معرفی نکن.
توانایی و عملکرد را در دو ستون بنویس
توانایی به ظرفیت فرد مربوط است و عملکرد آن چیزی است که در شرایط معین نشان میدهد. خستگی، تمرین، انگیزش و موقعیت میتوانند میان این دو فاصله بسازند.
سازه ← تکلیف ← شرایط اجرا ← نمره خام ← گروه مقایسه ← اعتبار تفسیر ← محدودیت ← نتیجه
استعداد را با مهارت آموختهشده یکی ندان
آمادگی برای یادگیری و میزان مهارتی که تا امروز کسب شدهاند پرسشهای متفاوتیاند. نوع آزمون و هدف آن را بخوان تا این دو جابهجا نشوند.
نمرهٔ خام بدون مرجع تفسیر کامل نیست
عدد بهتنهایی نمیگوید عملکرد نسبت به چه گروه یا معیاری چگونه است. سن، تجربه، شرایط و شیوهٔ مقایسه را در نتیجهگیری لحاظ کن.
پایایی و روایی را با هم عوض نکن
ثبات نتیجه در سنجشهای مشابه یک پرسش است و اینکه ابزار همان سازهٔ موردنظر را میسنجد پرسشی دیگر. برای هرکدام شاهد متناسب بخواه.
یک آزمون را حکم قطعی دربارهٔ فرد ندان
خطای اندازهگیری و محدودیت نمونهٔ رفتار وجود دارد. نتیجه را متناسب با دامنهٔ آزمون بنویس و از تعمیم به همهٔ تواناییها پرهیز کن.
وراثت و محیط را رقیب ساده نساز
ویژگیهای فرد در تعامل زمینههای زیستی و تجربه شکل میگیرند. وجود اثر یکی، اثر دیگری را خودبهخود حذف نمیکند.
اثر آموزش را در تفسیر عملکرد ببین
آشنایی با قالب سؤال، فرصت یادگیری و بازخورد میتوانند عملکرد را تغییر دهند. افزایش نمره را بدون بررسی شرایط به تغییر کل سازه نسبت نده.
پیشبینی را احتمالی و محدود بیان کن
اگر آزمون برای پیشبینی عملکرد آینده به کار میرود، دامنه و گروه هدف را مشخص کن. رابطهٔ آماری، تضمین نتیجهٔ هر فرد نیست.
پاسخ موقعیتی را با شاهد ببند
سازه، رفتار مشاهدهشده، عامل موقعیتی و حد نتیجه را در چهار جمله بنویس. برای طراحی سنجش به روش تحقیق و برای تحلیل رفتار به تحلیل موقعیت برو.