پرسش پژوهش را در یک جمله بازنویسی کن
مشخص کن پژوهشگر رابطه یا تفاوت میان کدام عاملها را میسنجد و جامعهٔ مورد بررسی چیست. جزئیات اجرایی را موقتاً کنار بگذار و هستهٔ «اثر یا رابطهٔ چه چیزی بر چه چیزی» را بنویس.
فرضیه را پاسخ پیشبینیشده به پرسش بدان
فرضیه باید متغیرها و جهت یا نوع رابطهٔ مورد انتظار را روشن کند و قابل بررسی باشد. یک جملهٔ کلی دربارهٔ موضوع، تا زمانی که نتیجهای آزمونپذیر نسازد، فرضیهٔ دقیق نیست.
چه چیزی تغییر میکند؟ چه چیزی سنجیده میشود؟ چه گروههایی مقایسه میشوند؟ چه عاملهایی باید ثابت بمانند؟
متغیر مستقل را از اقدام پژوهشگر پیدا کن
عاملی را که پژوهشگر تغییر میدهد یا گروهها براساس آن تعریف میشوند مشخص کن. نام متغیر را با سطحها یا حالتهایش مخلوط نکن؛ ابتدا خود متغیر و سپس شکلهای متفاوت آن را بنویس.
متغیر وابسته را از روش اندازهگیری استخراج کن
ببین چه پیامدی ثبت، آزمون یا مشاهده میشود و واحد یا شاخص سنجش چیست. نتیجهٔ کلی مانند «بهترشدن» را به همان معیار عملیاتیای برگردان که در موقعیت آمده است.
گروهها را از نظر تفاوت اصلی مقایسه کن
ویژگی مشترک گروهها و تنها تفاوت برنامهریزیشده را بنویس. اگر گروه مقایسه یا کنترل وجود دارد، نقش آن را در سنجش اثر عامل اصلی توضیح بده. نام گروه بدون بیان کارکرد کافی نیست.
متغیر مزاحم را با مسیر اثر توضیح بده
عاملی را پیدا کن که هم میان گروهها متفاوت است و هم میتواند پیامد را تغییر دهد. سپس بگو چگونه نتیجه را مبهم میکند. هر تفاوتی مزاحم نیست؛ باید راهی منطقی تا متغیر وابسته داشته باشد.
همبستگی و علیت را جدا نگه دار
وجود رابطه میان دو متغیر بهتنهایی نشان نمیدهد یکی علت دیگری است. نوع طرح، کنترل عاملها و ترتیب زمانی را بررسی کن و نتیجه را فقط تا اندازهای بیان کن که روش پژوهش اجازه میدهد.
نتیجه را به نمونه و داده محدود کن
بپرس افراد چگونه انتخاب شدهاند، داده چه نشان میدهد و چه اطلاعاتی در دست نیست. پاسخ را از جامعه، زمان و شرایط مطرحشده فراتر نبر. برای تحلیل نشانههای موقعیت از راهنمای تحلیل موقعیت روانشناسی کمک بگیر.