تعریفهای صورت سؤال را مبنا بگیر
شرطهای اشتغال، بیکاری و خروج از جمعیت فعال را از متن یا تعریف درس استخراج کن. قضاوت روزمره دربارهٔ شاغل یا بیکار بودن را جای معیار آماری ننشان.
هر فرد یا گروه را جدا طبقهبندی کن
برای هر مورد، وضعیت فعالیت، داشتن کار و شرطهای دیگری را که سؤال داده بررسی کن. سپس فقط یک گروه اصلی تعیین کن. یک نفر را همزمان در چند خانه نشمار.
فرد یا گروه | شرط فعالیت | وضعیت کار | شاغل | بیکار | خارج از جمعیت فعال | دلیل
جمعیت فعال را از اجزایش بساز
پس از طبقهبندی، گروههای مرتبط را جمع کن. مخرج نرخ را از کل جمعیت یا جمعیت در سن معین حدس نزن؛ نام دقیق مخرج را پیش از عددگذاری بنویس.
صورت و مخرج را با نام ثبت کن
بالای کسر بنویس چه تعدادی شمرده میشود و پایین آن چه گروهی مبناست. این عادت جلوی استفاده از عددی مرتبط اما نامناسب را میگیرد.
نرخ را به درصد تبدیل کن
پس از تقسیم، تبدیل درصدی را کامل و واحد «درصد» را ثبت کن. عدد اعشاری را بدون تبدیل یا درصد را دوباره ضرب نکن. میزان گردکردن را از دستور سؤال بگیر.
تغییر یک گروه را از هر دو سمت کسر ببین
ورود یا خروج افراد میتواند صورت، مخرج یا هر دو را تغییر دهد. پیش از نتیجهگیری، نسخهٔ قبل و بعد جدول را بساز. افزایش تعداد بیکاران همیشه تنها تغییر ممکن نیست.
تعداد و نرخ را یکی ندان
ممکن است شمار یک گروه افزایش یابد اما نرخ به دلیل تغییر مخرج رفتار دیگری داشته باشد. در پاسخ مشخص کن دربارهٔ تعداد سخن میگویی یا نسبت درصدی.
مقایسهٔ دو دوره را هممبنا انجام بده
تعریف گروهها و واحد داده باید در دو دوره سازگار باشد. نرخ هر دوره را جدا محاسبه و سپس اختلاف یا جهت تغییر را بنویس. از مقایسهٔ یک تعداد با یک درصد بپرهیز.
نتیجه را بیش از داده تعمیم نده
نرخ محاسبهشده یک شاخص مشخص است. از آن بهتنهایی دربارهٔ کیفیت همهٔ مشاغل، درآمد یا علت تغییر حکم قطعی نساز مگر اطلاعات دیگری در سؤال وجود داشته باشد.
با بازسازی شمارها کنترل کن
اجزای جمعیت فعال باید با کل آن سازگار باشند و درصد نیز باید اندازهای منطقی داشته باشد. برای فرایند محاسبه از روش حل مسائل اقتصاد و برای تحلیل نرخها از راهنمای شاخص و درصد تغییر کمک بگیر.