نکره را اسمِ بدون مرجع مشخص ببین
از خودت بپرس شنونده یا خواننده میتواند بفهمد دقیقاً کدام شخص یا چیز منظور است یا نه. سپس نشانههای ساختی اسم را بررسی کن. ترجمهٔ «یک» گاهی کمک میکند، اما آزمون قطعی همهٔ جملهها نیست.
ال را بهعنوان یکی از راهها بشناس
وجود ال میتواند اسم را معرفه کند، اما نبود آن بهتنهایی نکرهبودن را ثابت نمیکند. ابتدا تمام راههای معرفهبودن را در یک فهرست کنترل کن و بعد نتیجه بده.
ال | اسم خاص | ضمیر | اسم اشاره | اسم موصول | اضافه به معرفه
اسم خاص را با صفت اشتباه نگیر
نام مشخصِ شخص یا مکان مرجع معینی دارد. اگر پس از آن واژهای آمده، رابطهٔ وابستگی را جدا تحلیل کن و هر ترکیبِ دارای نام را یک واحد بدون نقشهای داخلی ندان.
ضمیر را همراه مرجعش بخوان
ضمیر جدا یا متصل، به مرجعی در متن یا موقعیت اشاره میکند. ابتدا خود ضمیر را تشخیص بده و سپس مرجع آن را پیدا کن. برای ضمیرهای متصل، مرز واژه و نقش نحوی را نیز ثبت کن.
اشاره و موصول را از روی ادامهٔ ساخت کامل کن
اسم اشاره به مشارالیه و اسم موصول به صلهٔ خود پیوند دارد. تشخیص معرفهبودن آغاز تحلیل است؛ اجزای پس از آن را نیز بررسی کن تا گروه و نقش جمله کامل شود.
اضافه را از آخر به اول بررسی کن
در ترکیب اضافی، ابتدا معرفه یا نکرهبودن مضافالیه را تعیین کن و سپس اثر آن را بر کل ترکیب بسنج. وجود نداشتن ال روی مضاف را بهتنهایی نشانهٔ نکرهبودن کل گروه ندان.
تنویـن را در کنار ساخت بخوان
تنویـن میتواند شاهد نکرهبودن باشد، اما شکل واژه، وقف، اضافه و نوع اسم را نیز در نظر بگیر. یک نشانه را جدا از ساختمان جمله به حکم همیشگی تبدیل نکن.
معرفه و نکره را برای تشخیص صفت به کار ببر
صفت و موصوف از نظر ویژگیهای دستوری با هم هماهنگ میشوند. معرفه یا نکرهبودن یکی از محورهای این هماهنگی است؛ برای محورهای دیگر به راهنمای صفت و موصوف برو.
حال را با صاحب حال مقایسه کن
در تحلیل حال، وضعیت معرفه یا نکرهٔ اجزا یکی از شاهدهاست، اما معنی و ساخت نیز لازماند. یک واژهٔ نکره را فقط با دیدن شکل آن «حال» ننام. از حال و صاحب حال برای مسیر کامل استفاده کن.
پاسخ را با ذکر راه تشخیص بنویس
کنار هر اسم فقط «معرفه» ننویس؛ راه معرفهبودن را نیز ثبت کن. این قالب خطا را آشکار و پاسخ را قابل بررسی میکند. برای حرکت پایانی و نقش از راهنمای نقش و اعراب کمک بگیر.