محیط جسم و ناظر را نامگذاری کن
ضریب شکست یا ویژگی هر محیط را کنار همان ناحیه بنویس. جابهجایی ناظر و جسم جهت عبور نور و تفسیر عمق را تغییر میدهد؛ رابطه را بدون تعیین این جهت به کار نبر.
خط عمود بر مرز را رسم کن
زاویهٔ تابش و شکست نسبت به خط عمود سنجیده میشوند، نه نسبت به خود سطح. مرز، عمود و جهت حرکت نور را پیش از مقایسهٔ زاویهها مشخص کن.
محیط جسم | محیط ناظر | عمق واقعی | جهت پرتو | جهت خمشدن | محل امتداد | عمق ظاهری
جهت خمشدن را کیفی پیشبینی کن
با مقایسهٔ محیطها تعیین کن پرتو نسبت به عمود نزدیکتر یا دورتر میشود. این پیشبینی باید با محل تصویر ظاهری و نتیجهٔ عددی سازگار باشد.
دو پرتو برای تعیین جایگاه بساز
یک پرتو نزدیک به عمود و یک پرتو مایل از جسم در نظر بگیر. پس از شکست، مسیرهای رسیده به چشم را در جهت عقب امتداد بده. تقاطع امتدادها مکان ظاهری جسم را نشان میدهد.
امتداد را با خطچین نشان بده
بخش امتدادی مسیر واقعی نور نیست؛ فقط نشان میدهد ناظر پرتو را از کجا تصور میکند. خط واقعی و خط فرضی را با سبک متفاوت رسم کن تا محل تصویر با مسیر نور اشتباه نشود.
عمق واقعی و ظاهری را از یک مرجع بسنج
هر دو فاصله را عمود بر سطح و از همان مرز اندازه بگیر. فاصلهٔ مایل چشم تا تصویر یا فاصلهٔ جسم تا ناظر عمق مورد نظر نیست.
رابطهٔ تقریبی را با شرایطش به کار ببر
اگر سؤال رابطهای برای زاویههای کوچک یا مشاهدهٔ نزدیک به عمود ارائه یا آموزش داده است، محیط ناظر و جسم را در نسبت درست قرار بده. ابتدا از رسم جهت بزرگتر یا کوچکتر بودن عمق ظاهری را پیشبینی کن.
سطح چندلایه را مرزبهمرز حل کن
در چند محیط، اثر هر مرز را جدا تحلیل کن و جایگاه ظاهری حاصل از مرحلهٔ اول را ورودی مرحلهٔ بعد بدان. یک نسبت کلی بدون دنبالکردن ترتیب محیطها نساز.
جسم و تصویر را در یک سوی مرز کنترل کن
در حالت معمول مشاهده از محیط دیگر، تصویر ظاهری در همان سوی جسم و در امتداد عقب پرتوها دیده میشود. اگر رسم نتیجهای ناسازگار میدهد، جهت نور یا امتداد را دوباره بررسی کن.
پاسخ را با شکل و جمله ببند
محل تصویر، مقایسهٔ عمق واقعی و ظاهری و دلیل مبتنی بر شکست را بنویس. برای محاسبهٔ زاویهها از راهنمای قانون اسنل و برای تصویر آینهای از آینهٔ تخت استفاده کن.