فعل اصلی را دقیق پیدا کن
پیش از پرسیدن «چرا؟»، معلوم کن کدام رخداد باید توضیح داده شود. در جملهٔ چندفعلی، یک علت ممکن است فقط به یکی از فعلها مربوط باشد.
پرسش علت را از همان فعل بساز
از فعل بپرس انجام کار به چه علت یا انگیزهای بوده است. اسم موردنظر باید پاسخی طبیعی و مستقیم به این پرسش بدهد.
فعل ← فاعل ← پرسش چرا ← مصدر علت ← اشتراک زمان/فاعل ← نقش و اعراب ← ترجمه
مصدر بودن واژه را بررسی کن
واژهٔ علت باید مفهوم رخداد یا حالت را بیان کند، نه صرفاً نام یک شخص، مکان یا ابزار. ساخت واژه و معنی آن را همزمان بسنج.
علت را با انگیزهٔ فاعل پیوند بده
ببین همان انجامدهندهٔ فعل اصلی، علت یا انگیزهٔ بیانشده را دارد. اگر علت به عامل دیگری مربوط است، ساخت را دوباره تحلیل کن.
زمان علت و فعل را مقایسه کن
رابطهٔ زمانی دو مفهوم باید با ساخت مفعوللأجله سازگار باشد. علت دور یا رویدادی مستقل ممکن است با عبارت دیگری بیان شده باشد.
مفعوللأجله را با مفعول مطلق جدا کن
مفعول مطلق معمولاً با ریشهٔ فعل پیوند دارد و نوع، تأکید یا شمار رخداد را روشن میکند؛ مفعوللأجله علت انجام آن را. پرسش «چگونه/چند بار» را با «چرا» عوض نکن.
جار و مجرور علّی را همان نقش ننام
ممکن است معنی علت با حرف جر بیان شود. معنای فارسی مشابه برای یکساندانستن ساختمان دستوری کافی نیست؛ صورت عربی را بررسی کن.
حال را با علت مخلوط نکن
حال به پرسش چگونگی وضعیت هنگام فعل پاسخ میدهد. اگر واژه حالت فاعل را توصیف میکند اما انگیزهٔ انجام کار نیست، نقش حال محتملتر است.
ترجمه را با «برایِ» و «از رویِ» بیازمای
این عبارتها میتوانند رابطهٔ علت را در فارسی روشن کنند، اما ترجمه باید طبیعی و متناسب با جمله باشد. قالب فارسی بهتنهایی دلیل دستوری نیست.
حرکتگذاری را در پایان انجام بده
پس از ثابتشدن نقش، صورت اعرابی را مطابق قاعده و ساخت دادهشده بنویس. برای کنترل پایانی به حرکتگذاری عربی مراجعه کن.
پاسخ را با چهار شاهد ببند
فعل، فاعل، مصدر علت و معنی «چرا» را جدا بنویس. برای مقایسه به مفعول مطلق و حال و صاحبحال برو.