تعریف فرهنگنامهای کافی نیست؛ فرد دیگری باید بتواند با دستور تو همان متغیر را اندازه بگیرد.
۱. یادگیری
مفهوم: یادگیری واژهها. تعریف عملیاتی بنویس.
پاسخ
تعداد واژههایی که فرد ۲۴ ساعت پس از مطالعه، در آزمون ۲۰واژهای درست یادآوری میکند.
۲. زمان مطالعه
مفهوم: مطالعهٔ روزانه. تعریف عملیاتی بنویس.
پاسخ
مجموع دقیقههای مطالعهٔ ثبتشده با زمانسنج در هر روز، بدون زمان استراحت، طی هفت روز.
۳. رشد گیاهچه
مفهوم: رشد. تعریف عملیاتی مناسب یک آزمایش بنویس.
پاسخ
تفاوت طول ساقه از سطح خاک تا نوک گیاهچه، بر حسب میلیمتر، میان روز صفر و روز هفتم.
۴. سرعت واکنش
مفهوم: سرعت واکنش. یک شاخص عملیاتی بنویس.
پاسخ
حجم گاز تولیدشده بر حسب میلیلیتر در ۶۰ ثانیه، در دما و مقدار مادهٔ مشخص.
۵. دسترسی
مفهوم: دسترسی به درمانگاه. تعریف عملیاتی بنویس.
پاسخ
زمان سفر از خانه تا نزدیکترین درمانگاه با وسیلهٔ معمول فرد، بر حسب دقیقه، در ساعت تعیینشده.
۶. مشارکت کلاسی
مفهوم: مشارکت. تعریف عملیاتی بنویس.
پاسخ
تعداد دفعات پاسخ مرتبط، پرسش مرتبط یا ارائهٔ نظر هر دانشآموز در یک جلسهٔ ۴۵ دقیقهای بر اساس برگهٔ ثبت.
۷. کیفیت خواب
تعریف ضعیف: «احساس خوب پس از خواب». آن را دقیقتر کن.
پاسخ
امتیاز مجموع پاسخ فرد به پرسشهای ثابت دربارهٔ مدت خواب، تعداد بیداری و احساس استراحت صبحگاهی در هفت شب.
۸. اضطراب آزمون
مفهوم: اضطراب پیش از آزمون. تعریف عملیاتی محتاطانه بنویس.
پاسخ
امتیاز فرد در مجموعه پرسشهای درجهبندیشده دربارهٔ نگرانی و نشانههای بدنی در یک ساعت پیش از آزمون؛ این شاخص جای تشخیص بالینی نیست.
چطور خودتصحیح کنی؟
شاخص، ابزار، واحد، زمان و شرایط را علامت بزن. اگر تعریف را نمیتوان با یک دستور تکرار کرد، هنوز عملیاتی نشده است.