مرز کل گروه اسمی را پیدا کن
نقش کل گروه را در جمله مشخص و ابتدا و انتهای آن را جدا کن. واژهای بیرون گروه نباید وارد تحلیل وابستگی شود و نقش جملهای کل گروه نیز نباید به یک جزء داخلی نسبت داده شود.
هستهٔ اصلی را با حذف سنجیده پیدا کن
وابستهها را مرحلهای بردار و ببین کدام اسم پایهٔ گروه باقی میماند. آزمون حذف را همراه معنا و ساختمان جمله اجرا کن؛ کوتاهترین عبارت الزاماً همیشه تحلیل کامل را نشان نمیدهد.
نقش کل گروه ← هستهٔ اصلی ← وابستهٔ مستقیم ← سرِ وابسته ← وابستهٔ وابسته
ترکیبهای کوچکتر را داخل گروه علامت بزن
دو یا سه واژهای را که یک واحد معنایی نزدیک میسازند داخل پرانتز بگذار. سپس ببین این واحد به کدام بخش گروه بزرگتر وصل میشود. این روش ساخت تودرتو را آشکار میکند.
پرسش «کدام واژه؟» را برای هر وابسته تکرار کن
اگر صفت یا مضافالیه دیده میشود، نپرس فقط «وابسته چیست»؛ بپرس «وابستهٔ کدام واژه است». اگر پاسخ یک وابستهٔ دیگر باشد، شاخهٔ دوم شکل گرفته است.
اضافههای زنجیرهای را از آخر باز کن
در زنجیرهٔ چند اسم، نزدیکترین پیوند معنایی را پیدا و سپس واحد حاصل را به بخش پیشین متصل کن. همهٔ مضافالیهها را بدون بررسی مستقیم به هستهٔ اول وصل نکن.
صفتِ یک وابسته را به هسته نسبت نده
ممکن است یک اسمِ وابسته خودش صفت داشته باشد. هماهنگی معنایی و ترتیب واژهها را بررسی کن و پیکان صفت را به همان اسم بزن، نه بهطور خودکار به هستهٔ اصلی.
وابستهٔ پیشین و پسین را روی یک شاخه ببین
جای واژه پیش یا پس از هسته فقط نوع کلی وابسته را نشان میدهد. برای تشخیص وابستهٔ وابسته، باید سرِ هر شاخه را نیز معلوم کنی؛ موقعیت خطی همیشه فاصلهٔ نحوی را نشان نمیدهد.
بدل و عطف بیان را با زنجیرهٔ اضافه مخلوط نکن
دو اسم هممرجع ممکن است رابطهٔ توضیحی داشته باشند، نه اینکه یکی مالک یا وابستهٔ اضافی دیگری باشد. برای آزمون هممرجعی از بدل و عطف بیان کمک بگیر.
نقش درون گروه و نقش جمله را دو خط بنویس
برای نمونه، کل گروه میتواند نهاد باشد و یک اسم درون آن مضافالیهِ وابستهای دیگر. پاسخ را در دو سطح بنویس تا نقشها با هم تعارض ظاهری پیدا نکنند.
درخت را با خواندن معنایی کنترل کن
از انتهای شاخهها به هسته برگرد و هر پیوند را به صورت یک ترکیب طبیعی بخوان. برای مبانی از گروه اسمی و وابستهها و برای نقش کل گروه از نقش دستوری استفاده کن.